
































.gif)

















.jpg)

به نام خدا
انّا لله و انّا اليه راجعون
متأسفانه با خبر شديم که يکي از استوانه هاي علمي و تحقيقي حوزه ي علميه ي قم و از مراجع عظام انقلابي آية الله شيخ محمّد فاضل لنکراني(رحمة الله عليه)به ساعت پانزده ي امروز نداي معبودش را لبيک گفت و به ديدار چهارده معصوم(عليهم السلام)شتافت.
اين ضايعه ي مؤلمه را به سرور و مولايش آقا بقية الله الاعظم(ارواحنا فداه)و نائب برحقشان مقام معظم رهبري و وابستگان به شخص ايشان را تسليت و تعزيت عرض مي نماييم.ان شاء الله تعالي به حق صاحب اين ايام حضرت فاطمه زهرا(س) ايشان از شفاعت يافتگان آن حضرت باشند.و السلام علي عباد الله الصالحين.
شده بود روز عزا
عزاي فاطمه زهرا(س)
که شده بودم به مسجد
نشسته بودم به سجده
اشک ريزان،
ترسان و گريان
از فرداي ناگهان
يادم آمد هان که دارم نشان
که از صاحب امروز کمک گيرم هان
پس گفتم:يا فاطمه زهرا(س)
إشفعي لنا عند الله
به نام خدا
به مناسبت جنايت در خيانت،هتک حرمت حرم امامين شريفين عسگريين (ع) در سامرا به وسيله ي دستان ناپاک و کثيف مزدوران پرچم داران پرچم تفرقه بيانداز و حکومت کن و متوکّل مئابان به ظاهر متمدن استکبار جهاني را به پيشگاه ي فرزند برومند آن دو امام همام آقا بقية الله الاعظم(عج) و نائب برحقش مقام معظم رهبري تسليت و تعزيت مي کنيم.
به نام خدا
آري نوزاد دوماهه
بودم يادم آيد هان
اي کاش
بيست ساله بودم
او را مي ديدم و
مي بوييدم
همه جا گريه حکمفرما بود
آري گريه براي دوست ما بود
غم بيداد مي کرد
مردم داد وبيداد مي کردند
اين جا چه خبر است
خبر شهادت امام ششم
خير روز شهادت گذشت به تمام
خبر خروج خيرخواه مردم
از صحنه ي حيات
خبر عروج يکي از عارفان راه حق
به راستي اين عارف که بود؟
برپاکننده ي دوباره ي معارف که بود؟
اين که بود
که انتظار فرج از نيمه ي خرداد مي کشيد
اين که بود
که هنگام فرج خارج شد
يخرج عبادِ من الحيات موقع الفرج
اين چه شوري است
که هفت ميليون نفر را به خيابان کشيد؟
اين چه عشقي است؟
عشق به آن پير سفرکرده ، عشق به تمام خوبي هاست
اين چه پيري است
که دوست هر نوزاد
کودک نوجوان جوان
و پير است؟
آيا او به راستي
پير بود
خير اسير بود
روحش اسير زندگي دنيا بود
و روحش به خدا پيوست
روح خدا به خدا پيوست
به راستي اين که بود که
روح صيقل زده اش به خدا پيوست
فکر کنم پير ميکده ي ما بود
که سرمست ديدار روي يار بود
چون که خوبان پرده گيرند عاشقان پيششان چنين مي ميرند
نعم الله و نعم عبد
بنده ي مخلص خدا
عامل از روي اخلاص براي خدا
شاعر مشعر شعور
که شعار نمي داد
همانا خدايي بود
و به سوي خدا رفت
بلي يادم آمد
آن خميني بود
از نسل حسيني(ع)بود
همچون حسين(ع)انقلابي بود
در انديشه هايش انقلابي بود
رنگ خرداد رنگ خون است
رنگ ماه آسمان رنگ خون است
آري خرداد بود
ماه امتحانات بود
ملت ايران
موفق شدند در يک امتحان
امتحان الهي
براي مردي خدايي
امتحان سخت بود
و آسان نبود
امتحان چهارده خرداد
و بالاخره
موفق شدند
و آن مرد را راهي سفر آخرت کردند.
«صدف»
به نام خدا
تقديم به تمام شهيدان و جانبازان که حماسه ي سوم خرداد را آفريدند.
خرمشهر
يا خونين شهر
شهر نخل هاي تناور
شهر مردان
و زنان دلاور
شهر خون و قيام
شهر مشحون از مشموم شهادت شهيد
شهر ناگهان
گريه
ناگهان
مويه کرد
از يوغ دشمن
صداي گريه هاي
شهر
به تمام شهرها
و اعماق ايران رسيد
ايراني را خواب
نياورد
ايراني را تاب نياورد
خرمشهر
فهميد که تنها نيست
شنيد که
صداهايي آمدند
حماسه ها
حماسه ها اي آمدند
از جنس خون با پرچم الله اکبر
از رنگ خون آمدند
و از نوع خون
از حماسه هاي
سيزده ساله
گرفته
تا
حماسه هاي
به پير
آري خرمشهر نشسته
فهميد که تنها نيست
خدا با اوست
دل تنگ شد
از جدايي
خوش رنگ شد
به خدايي
گويند که شهر
سقوط کرده بود
امّا چون خدايي بود صعود کرده بود
در سوم خرداد
خرمشهر
با تمام وجود لبخند زد
لبخند
هديه ي خرمشهر
به ايران شهر
و به تمام
انگار که حماسه هاي
مسجد جامع فاتح روز سوم
جامع نبود
خالي بود
« در بهار پيروزي;جاي شهدا خالي»
نه اين درست
نيست
شهدا بودند
مسجد جامع از شهيد
و خالي از هرگونه خصيم
خرمشهر بود
با رخي خونين
به آغوش ميهن
خرمشهر ايران بازگشت
يا شهيدشهر
يا خونين شهر
آري
درست است
که «خرمشهر را خدا آزاد کرد»
خرمشهر همچون مکّه خداگونه شد
خرمشهر
متبرک است
به خون
دريادلان
عرصه ي کارون
از نسل بارون
رنگ شهر
رنگ خون است
رنگ کارون
رنگ خون است
بلي;اين خون
مردان خدا بود
مردان
عاشورايي
مردان کربلايي
که موسومند
به مردان سوم خردادي
که
عاشوراي ديگر را آفريدند
کربلاي ديگر آفريدند
آري;
خرمشهر هم
کربلايي شد
کارون هم
فرات شد
حسين گونه هايي
که شهيد شدند
عباس گونه هايي
که جانباز شدند
زينب گونه هايي که پشتيبان پدر
و برادر
و همسر
و پسر
خود بودند
آفرين
صدآفرين
باز هم آفرين
به چنين راست قامتاني
به چنين شيرمردان
و شيرزناني
که کربلاي ايران
را خلق کردند
و«خرمشهر را خدا آزاد کرد.»
«صدف»
قابل توجه بازديدکنندگان محترم:
1.از اين که منت بر سر ما نهاده ايد وبه پايگاه ي ما سر زده ايد خيلي سپاسگزاريم.
2.اگر خاطره،داستان،نوشته ي ادبي،شعر،لطيفه،کاريکلماتور،نوشته ي طنز،عکس،کاريکاتور،نقاشي و... در چنته داريد لطفاً به نشاني زير ارسال کنيد تا با نام خودتان در وبلاگ منتشر شود:
3.هر گونه پيشنهاد ديدگاه انتقاد را به همان نشاني که در بالا آمده است ارسال و ما را در امر نوشتن اين پايگاه ياري فرماييد.
4.اگر دعوت نامه ي جي ميلGmailمي خواهيد همراه نام و نشاني رايانامه تانE-mail به نشاني بالا ارسال کنيد.
5.اين وبلاگ با دامنه ي ir هم قابل دسترسي مي باشد.(sadafian.parsiblog.ir)
علي صدفيان
مديريت وبلاگ پژواک سکوت
sadafian.parsiblog.com
1.مي داني چرا اتحاديه ي عرب تشکيل شده است؟فقط بخاطر اين که اسرائيل به رسميت بشناسند.
2.اولي:چطوري يک زيردريايي را غرق مي کنند؟
دومي:يک غواص مي رود در بزند!
3.مرگ با لبخند ساختگي تولدم را شادباش گفت.
4.به يک نفر مي گوينديک جمله بساز که تويش بقيّه داشته باشد.
مي گويد:ما ديشب پيتزا خورديم.
مي گويند:بقيّه اش کو؟
مي گويد:توي يخچال است!
5.چرا دوچرخه خودش نمي تواند بايستد؟
چون خيلي خسته است!